تفسیر فرهنگ سازمانی در ایجاد وفاداری

فرهنگ سازمانی

تفسیر و شناسایی محتوای فرهنگی مستلزم این است که افراد با توجه به ویژگی‌های قابل مشاهده چیزهایی را درک کنند و نتیجه‌های را بگیرند. این ویژگی‌ها را می‌توان مورد بررسی قرار داد ولی درک دقیق آنها کار چندان ساده ای نیست،

جشنی که در یک سازمان برای دادن جایزه به افراد برپا می شود مفهومی متفاوت با جشنی دارد که در شرکت دیگری گرفته می شود.برای درک دقیق آنچه در یک سازمان می گذرد باید بتوان کارها را به صورت دقیق و عمیق مورد بررسی قرار داد و در مواردی همانند یک عضو سازمان آن را تجربه نمود تا بتوان فرهنگ سازمانی را درک کرد. برخی از جنبه های مهم و قابل مشاهده فرهنگ سازمانی عبارتند از مراسم ،جشن ها و زبان خاصی که در یک سازمان به کار برده می شود.

مراسم و جشن ها:

مراسم و جشن ها از ویژگی های مهم فرهنگ سازمانی هستند مراسم و جشنها گونه هایی از فعالیتهای برنامه‌ریزی شده هستند که به صورت رویدادهای خاص به نفع اعضای حاضر در این جشن را به اجرا در می آیند. مدیران باید برای ارائه نمونه هایی از ارزش های شرکت مراسم و جشن هایی برپا کنند.اینها رویدادهای خاص هستند که بدان وسیله ارزش های ویژه، مورد تایید قرار می‌گیرند و به افراد این احساس را  تلقین می کند که برای درک بهتر این ویژگی ها گرد هم آیند و به قهرمانان صحنه سازمان ارجاع دهند زیرا آنها نمونه‌هایی از باورها و کارهای مهم سازمان می باشند.در سازمان ها چهار نوع جشن یا مراسم برپا می‌شود.

مراسم معارفه:

در این مراسم فرد با نقش های جدید اجتماعی آشنا می شود.

مراسم تشویق:

در این مراسم وجهه های اجتماعی کارکنان تقویت می شود و مقام آنها بالا می رود.

مراسم بازپروری یا بازآموزی :

در این مراسم جهت رشد و پیشرفت افراد آموزشهایی داده می شود و آنان با وظایف سازمان آشنا می‌شوند.

مراسم انسجام و یکپارچگی :

در این مراسم ، احساسی که افراد از یکدیگر دارند تقویت می شود ،سازمان انسجام بیشتری می یابد . چون افراد نسبت به سازمان احساس تعهد بیشتری می‌کنند.

فرهنگ سازمانی

 

در یک بانک بزرگ انتخاب یک مقام عالی به عنوان رویدادی مهم در موفقیت کاری وی به حساب می آید. یک سلسله از فعالیتها در رابطه با ارتقای یک مقام بانکی انجام می شود،مثل تشکیل جلسه معارفه و معرفی این مقام به افراد حاضر در جشنی که به همین منظور برپا شده است و نیز دعوت به نهاری که این مقام در پایان همان هفته از همکاران خود می کند، این نمونه ای از مراسم معارفه میباشد.

در برخی از شرکت ها در پایان هر هفته مراسمی برپا می‌شود و کسانی که بیشترین فروش را داشته اند از طریق شمارش معکوس معرفی می‌شوند.معمولاً این جشن را با خوردن و نوشیدن و پایکوبی همراه است هدف از برپا کردن این مراسم بالا بردن فروش شرکت می باشد این نمونه ای از مراسم تشویق است.

در شرکت معروف ” ساندویچ مک دونالد” هر سال جشن بزرگی در آمریکا برپا می‌شود تا بهترین تیمی که در آشپزخانه موفق بوده است معرفی شود.وجود چنین جشنی باعث می شود تا همه فروشگاه ها به صورت دقیق شیوه پخت غذا را بررسی نمایند.این جشن بسیار چشمگیر است و شرکت بدین وسیله به کارکنان خود این پیام را می‌دهد که به کیفیت محصول و غذاهایی که عرضه می کنند اهمیت می دهد این نمونه ای از مراسم بازپروری و یا بازآموزی حین کار است.
هر گاه یکی از مقامات ارشد اجرایی شرکت زنجیره‌ای “وال مارت “به یکی از فروشگاه ها سر می زند گروه نوازنده و آوازخوان با خود می‌برد و اینها با نوعی همخوانی آوازهایی،از  تحسین شرکت می کنند و سرانجام آن مقام می‌پرسد چه کسی در درجه اول اهمیت قرار دارد؟ می‌گویند: ” مشتری ”
این گروه نوازنده می‌کوشد تا شعار شرکت را یادآور شود که هدف اصلی شرکت ارائه خدمت شایسته به مشتریان است این نمونه‌ای از مراسم انسجام و یکپارچگی است.

داستان ها:
داستان ها حکایت هایی هستند در مورد رویدادهای واقعی که بسیاری از اعضای سازمان شاهد آن بودند و برای افراد تازه وارد نقل می کنند و به این گونه آنان را از وضعیت سازمان آگاه می نمایند، بسیاری از این داستان ها در مورد قهرمانان است که به صورت الگو در آمدند و نمادی از “ارزش” و هنجارهای فرهنگی می باشند.بسیاری از این داستان‌ها حالت افسانه به خود گرفته اند زیرا رویدادهای تاریخی هستند و در برخی از موارد با بسیاری از ویژگی‌های افسانه‌ای در هم آمیخته اند.سایر داستان ها به صورت روایت ها یا اساطیری هستند که با ارزش ها و باورهای سازمان سازگارند ولی قابل اثبات نیستند.

ارزش‌های اصولی سازمان به وسیله داستان ها زنده می مانند و موجب می شوند تا افراد از نظر استنباط و درک عمومی دارای وجوه مشترک گردند. نمونه‌ای از شیوه‌هایی که داستان ها می توانند موجب پیدایش فرهنگ گردند در زیر ارائه شده است.

داستان درباره شرکت معروف “هیولت پاکارد” نقل می کنند که درباره قهرمان آن است که از بنیانگذاران شرکت هستند،یعنی “دیوید پاکارد و بیل هیولت”. :” پاکارد ” همانطور که یک روز بعد ازظهر پس از ساعت کار کردن در آزمایشگاه قدم میزد یک وسیله را دید که در گوشه ای افتاده است او قطعات آن را از هم جدا کرد و یادداشتی بر روی آن گذاشت، یاداشت به این صورت بود که”  این شیوه کار مناسب سازمان ما ” نیست.

همچنین می گویند که یک روز بیل در یک روز تعطیل به کارخانه رفت و متوجه شد که انبار آزمایشگاه بسته است او قفل را برید و یادداشتی به جا گذاشت ” از این پس نباید هیچگاه این در بسته باشد”  با کمال تشکر “بیل “.

او می خواست که مهندسان بتوانند به دستگاه ها و لوازم آزمایشگاهی دسترسی داشته باشند و در صورت لزوم آنها را با خود به خانه ببرند و بدینگونه می خواست تا خلاقیت و ابتکار عمل را به صورت یکی از راه‌های اصلی و عمده شرکت در آورد.

سالهاست که کارکنان شرکت کاغذ سازی ایالات متحده داستان هایی درباره بنیانگذار و سهامداران اصلی میشنوند:
یک روز صبح هنگامی که “والتر کلود” مشاهده کرده کارگری می خواهد با یک تکه چوب سوخته دریچه تخلیه یک بشکه را باز کند،به سرعت وارد عمل شد و آستین‌ها را بالا زد و با دستانش سوراخ را باز کرد،سپس از آن کارگر پرسید دفعه بعد برای باز کردن سوراخ بشکه چه خواهی کرد؟
این جمله زبان زد همه کارگران است که به محض رویارویی با یک مشکل باید به سرعت دست به کار شده و هیچ درنگی جایز نیست.

نشانه ها و علائم

علامت یا نشانه یکی از راه‌های ابزاری است که بدان وسیله فرهنگ سازمانی را تفسیر می کنند. علامت یا نشانه چیزی است که بیانگر یا نشان دهنده چیز دیگری می باشد.از یک نظر در جشن ها ، داستان ها،  شعارها و مراسم همگی علائم و نشانه  هستند.آن‌ها نمادهایی از ارزشهای عمیق‌تر یک سازمان می باشند. نمونه ای از علامت یا نشانه و فیزیکی سازمان به حساب می آیند

نماد فیزیکی از آن نظر دارای قدرت زیادی است که موضوع خاصی را بسیار مورد توجه قرار می دهد. نمونه هایی از علائم و نشانه های فیزیکی از این قرارند:

فروشگاه بزرگ “نردزتروم” :
به صورت نمادی در آمده است که به کارکنان رده پایین سازمان کمک زیادی می کند و برای آنان ارزش زیادی قائل است. این فروشگاه به لحاظ اهمیت زیادی که به مشتریان می دهد بر خدماتی که به آنها ارائه می‌کند شهرت زیادی یافته است.نمودار سازمانی نشان می دهد که مدیران از کارکنان حمایت می نمایند که خدمات مناسبی به مشتریان ارائه می کنند.

“بیل آرنولد”  رئیس مرکز پزشکی سنتنیال در نشویل برای اثبات به کار گیری سیاست درهای باز ، در دفتر خود را از لولا در آورده و آن را به سقف آویزان نموده تا همه کارکنان بتوانند آن را ببینند.

زبان خاص:

زبان آخرین ابزاری که در اثر گذاری بر فرهنگ مورد استفاده قرار می گیرد. در بسیاری از شرکت‌ها از علائم ، اشاره ها،  استعاره ها ، کنایه ها یا شکل خاصی از زبان استفاده می‌شود و افراد بدین وسیله مقصود خود را به دیگران تفهیم می کنند.به راحتی می توان علائم یا کنایه هایی را که در سازمان مورد استفاده قرار می گیرند یا مشتریان به دان طریق با سازمان ارتباط برقرار می‌کنند شناسایی کرد. در یکی از فروشگاههای کانادا به نام ” اسپیدی مافلر ” مرتب به گوش می خورد که « اسپیدی برای شما اهمیت قائل است». شرکت برای مشتری و کارکنان خود به صورت یکسان از این شعار استفاده می کند.

نمونه‌های دیگری که در زیر می‌آید، نشان می‌دهد سازمان‌ها جهت اعمال نفوذ بر فرهنگ از زبان های خاص استفاده می کنند.

“تی جی واتسون”  موسس و بنیانگذار آی بی ام برای توصیف کارکنانی که موردنیاز شرکت هستند همواره این جمله را تکرار می کند، ” اردک های وحشی “استخدام شوند.مقصود او این است که اردک وحشی را میتوان اهلی کرد ولی پس از آن نمی توان یک اردک اهلی را وحشی نمود.مفهوم از اردک وحشی این است که باید در سازمان استقلال و  آزادی عمل و فرصت کافی وجود داشته باشد تا بتوان از افراد موجودات خلاق ساخت.

در شرکت بین المللی”  سکوئینز ” یعنی در جایی که ۸۰ درصد کارکنان آمریکایی – اسپانیایی هستند جمله معروف ادوارد دمینگ «نباید موجب رضایت رئیس شد بلکه باید مشتری را شاد و خوشحال گردانید»به زبان اسپانیایی به صورت حروف برجسته بر روی سینه افراد نوشته شده است. کارکنان به صورت تیمی کار می کنند و دارای اختیارات لازم هستند تا بر کیفیت کار و رضایت مشتری بیفزایند.


لازم به یادآوری است که فرهنگ در دو سطح وجود دارد یعنی ارزش‌های اصولی یا زیربنایی و ارزشهای قابل رویت.

شما برای خلق فرهنگ سازمانی مناسب کسب و کارتان چه اقدامات لازم را انجام داده اید؟
ویا دا درحال انجام چه اقداماتی هستید ؟
مشتریان به سازمان هایی وفدار خواهند شد که دارای فرهنگ غنی و همسو باشند ، و برایشان بالندگی و حس مطلوبیت ایجاد کند . 

 

نویسنده: دکتر اعتماد هژبرالساداتی